برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
99
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
آنان نيز در چنين موقعيتى بر كنار مىشدند ، « 276 » همان گونه كه تغيير مرتب حكام ( تقريبا هر سه و يا چهار سال ) « 277 » در عصر اموى ، تا زمانى كه خليفه و يا نماينده وى از بين النهرين ، زمام امور نواحى شرق امپراتورى را واقعا در دست داشت ، متداول بود . قيام و مقاومت بر ضد اقدامات حاكم و يا خليفه در آن زمان به ندرت صورت مىگرفت ولى بههرحال چنانچه صورت مىگرفت همواره به سرعت درهم شكسته مىشد . « 278 » وقتى كه قتيبه بن مسلم در سال 96 ه / 715 م كوشيد تا در مقابل دمشق قيام كند ، سپاهيانش او را بهعنوان « تباهكننده دين و دنيا » نفى كردند و از فرمان او سرباززدند . « 279 » هنگامى كه اغتشاشات ناشى از تغيير مكرر خلافت در دمشق ( از سال 125 ه / 743 م ) ، قيامهاى بين النهرين ، عدم كفايت آخرين خلفاى اموى و بهويژه خشونت اعراب در حفظ سلطه خود ، احساسات ايرانيان را بيش از پيش برمىانگيخت ، تحول بزرگى از همانجا خود را هموار مىكرد . از نظر ايرانيان حكومت امويان در آسياى نزديك به نابودى رسيده بود . عباسيان چنان كه معروف است ، در برخورد با ايرانيت كاملا بر خلاف گذشتگان خود رفتار مىكردند . آنان مقر خود را در بين النهرين - يعنى غير مستقيم در حوزه درخشش فرهنگ ايرانى قرار دادند . در اين ولايت ديگر به حكّام نيازى نبود ، و مأموران ادارى اكنون مستقيما زير نظر مركز قرار مىگرفتند بايد دانست كه از آغاز براى هر ولايت اختصاصا يك وزارتخانه ( ديوان ) منظور مىشد كه به دو بخش تقسيم مىگرديد : 1 - براى كارهاى اساسى ( اصل ) ، يعنى براى تعيين و اخذ ماليات و همچنين حفظ
--> ( 276 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1357 ( آغاز قرن هفتم ميلادى ) ؛ 2 ، ص 1468 ( سال 105 ه / 24 - 723 م ) . ( 277 ) . ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 125 ( حدود سال ( 165 ه / 782 م : تعويض « بهنوبت » طبق چاپ انگليسى كتاب ) . - در اوايل حكومت هارون الرشيد حكام طبرستان بهسختى يك سال باقى مىماندند : ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 132 . ( 278 ) . سال 61 ه / 81 - 680 م در سيستان : طبرى ، تاريخ 2 ، ص 391 و بعد . - سال 100 ه / 19 - 718 در خراسان : طبرى ، 2 ، ص 1353 ، 1357 . ( 279 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 5 .